أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )
105
كليات قانون ابن سينا ( فارسى )
و سرطان و اوجاع مفاصل و حميات مختلطه و حميات چنانچه واضح ساختهايم و همچنين عارض مىشود عظيمه در طحال و عارض مىشود تقطير بول و عارض مىشود مثانه را از اختلاف مزاج در گرمى و سردى و نيز عسر البول عارض مىشود و آن از سبب تقطير البول عارض مىشود درين فصل مرض امعاء بسبب نزله مثل زلق امعاء بسبب دفع مواد درين مواضع و راه از ماده رقيقه لذاعه و همچنين عارض مىشود درين فصل عرق النساء بسبب حدوث ماده غليظ و همچنين عارض مىشود ايشان را مرض ذبحه لذاعه و در ربيع امراض ذبحه بلغمى از جهت آنكه هركدام ازين امراض بمقتضى خلطى بود و همچنين حادث شود بسبب اثارت هر فصلى كه او ماده غالب بود و آن ماده موجب مرضى شود در ان فصل و ميل ايلاؤس يابس و گاه باشد كه واقع شود درين فصل سكته و صرع و امراض ريه و اوجاع ظهر و فخذين و ركبتين بسبب حركت فضول در تابستان و همچنين بسيار مىباشد درين فصل ديدان بطن بواسطه ضعف قوت و ضعف هضم و همچنين بود جدرى يابس و جنون و امثال اينها از امراض سوداوى گويا ضامن شده است تابستان را كه آنچه باقى بود از امراض صيفى ادا مىكند با امراض كه خاصه او بود و بهترين فصل خريف آن بود كه در ان رطوبت بسيار بود و باران بسيار باشد اما آنچه از خريف يابس بود در او رداءت بسيار باشد از حدوث احتراق و كثرت سودا فصل هفتم در تركيب سنه و معنى تركيب سنه آن بود كه فصول آن بمزاج خود باقى نباشد بلكه هر فصلى از آنها بمزاجى باشند همچنانكه اگر زمستان جنوبى بود و بعد ازو ربيعى آيد كه شمالى باشد و او را داء زمستان شود و از پس آن ربيع شمالى تابستانى گرمى بيايد كه در ان تابستان شبها هم گرم بود و آب در كوهها و خنادق بسيار بود و ربيع حفظ هوا كند از براى آن تابستان كه به آن صفت باشد پس ماده بسيار شود و قوت كم و عفونت بهم رسد و بدنها بىقوت شوند و در آخر اين سال كه خريف اين سال بود مردم بسيار بميرند بواسطه حدوث ضعف در مزاج ضعفهاى ناس از كودكان و مردم تر مزاج و همچنين بسيار شود امراض سحج روده و قروح آن و تپ غب غير خالص طويل و اگر زمستان اين سال كثير الرطوبت باشد آن حائلههاى كه در بهار آن وقت وضع حمل ايشان باشد بچها را از شكم بيندازند بادنى سببى و اگر بزايند اولاد ايشان را ضعف بسيار بود و ايشان را از ان زياده تا به حدى كه بعد از ولادت خود بميرند و همچنين رمد در ميان مردم بسيار بود و همچنين بود اختلاف خون و نزلها بسيار شود خاصه در مشايخ كه نزله در اعصاب ايشان بسيار حادث شود و در ديگر اعضا چنان كه بسيار بود كه بميرند در ان امراض بفجاة بسبب حدوث خنق اخلاط و هجوم آن در مسالك روح دفعة با كثرت آن كه اگر بسيار منصب نشود اماتت نتواند كردن ديگر اگر وارد شود ربيع جنوبى مطير كه در ان باران بسيار بود بزمستانى شمالى پس در تابستان حميات حاره در مدد لينت بطن اختلاف خون بسيار پيدا شود بسبب كثرت نزله و اندفاع بلغمى كه در زمستان انپاشته شده بود بجانب تجاويف بطن از براى تحريك گرما مواد را خاصه كسانى را كه مزاج ايشان رطب بود مثل زنان و اطفال و ديگر عفونت و حميات عفنى درين فصل بسيار بود و اگر حادث شود در تابستان ايشان در وقت طلوع شعراى يمانى باران و باد شمال آيد اميد خير بود و امراض بتحليل رود و مضرت اين فصل بيشتر بزنان و اطفال رسد و كسانى كه مزاج ايشان بايشان نزديك بود و هركه ازين جماعت بازرمد بيم آن باشد كه در تابستان تپ ربع او را واقع شود بسبب بسيارى سودا و احتراق و اخلاط و ترمد ان و مرض استسقا واقع شود بعد از تپ ربع و بوجع طحال و ضعف جگر افتند و ضرر آن در ابدان مشايخ كمتر بود و در ابدان كسانى كه در ايشان خوف تدبير بود و هر گاه كه وارد شود بر تابستان يابس شمالى خريف مطير جنوبى بدنها درين انقلاب مستعد مىشود از براى صداع و سهال ذبحه آواز و سل و سيلان نزله در زمستان و همچنين هرگاه كه وارد شود بر تابستان يابس جنوبى خريف مطير شمالى و در زمستان آن بسيار صداع و نزله و سعال و بحوحه واقع شود و همچنين اگر وارد شود بر تابستان جنوبى خريف شمالى در ان خريف امراض عصر و حقن پديد شود و هرگاه كه مطابق شود تابستان و خريف در آنكه هر دو جنوبى باشند و رطب رطوبات بسيار شود و چون بعد از ان زمستان بيايد امراض عصر و حقن بسيار شود و دوا نباشد كه بواسطه ارتكام و احتقان مواد و كثرت آن و فقدان منافر كه بتحليل رود امراض عفونى بسيار شود و زمستان آن ممرض باشد بسبب بسيارى امراض از مواد رديه محتقنه كثيره و هرگاه كه تابستان و خريف هر دو يابس باشند و شمالى نفع يابند كسانى كه از كثرت